256
بازم مهلت گرفتیم تا سه شنبه ی هفته ی بعد
باکلی منت و خواهش
همه چیز ب پنجشنبه بستگی داره
خدایا میدونم ک هستی
میدونم نگام میکنی
میدونم ک از دلمون خبر داری
میشه بازم کمک کنی؟میشه دستمونو بگیری؟
۱۴ ش
بازم مهلت گرفتیم تا سه شنبه ی هفته ی بعد
باکلی منت و خواهش
همه چیز ب پنجشنبه بستگی داره
خدایا میدونم ک هستی
میدونم نگام میکنی
میدونم ک از دلمون خبر داری
میشه بازم کمک کنی؟میشه دستمونو بگیری؟
۱۴ ش
بحثه خونه و قولنامست
بحثه وقتیه ک داریم .اگه تااونموقع ندیم پولو قولنامه فسخ میشه هیچ تا اون پولی هم ک دادیم ۲۰ میلیونش بعنوان ضرروزیان میره
تابیستودوم ،هفت روز دیگه مونده و ما همچنان صفر ریال داریم
هنوز ماشینمونو نفروختیم چون خریدار ب قیمته خوب نیس و هنوز اون۱۵تومنی ک قراربود جوربشه نشده.همه هم بهمون دلداری میدن ک نگران نباشید جورمیشه.
شبا همش کابوس میبینم بخدا
میدونم خدا هست میدونم همیشه پشتمه میدونم کمکم میکنه ولی باز حرص میخورم باز ترس دارم باز ناامیدم...
خداجونم میدونی من استرس میگیرم خواهشا زودتر حل کن لططططفا
وقتی حرفا زده شدو قولنامه یا همون قرارداد رو بستیم وقتی اسممو توی اون برگه ی بزرگدیدم ک باید ب عنوان خریدار زیرش امضامیکردم باورم نمیشد
امضا و انگشت زدمو تمام.
۱۰روز مهلت داریم بقیه ی پولو ینی۴۴میلیونو بدیم ۱۵تومن کم داریم ک اونم ب امیدخدا جورمیشه
وقتی کارمون تموم شد وقتی توماشین نشستم از بنگاه تا مغازه گریه کردم یکسره اشکام بندنمیومد...نمیدونستم ازخوشحالیه یا ناراحتی یا چی؟
پدرشوهرم هی میگف گریه نکن دخترم توبایدخوشحال باشی هی میخندوند ولی باز گریه میکردم...
میدونین؟تودلم هی بابام یادم میومد...همش میگفتم چی میشد اونم تواین خوشحالیمون بود؟چی میشد با پدرم ک بزرگترمه میرفتمو امضامیکردم چی میشد بودو ب منوعمادافتخارمیکرد...وقتی جای خالیشو حس میکردم بغضم میترکید دلم براش تنگ شده بود ...بااینکه بی معرفته ولی ته دلم دوسش دارم چیکارکنم؟قلبموبکنم؟نمیتونم....اون تونست ولی من نه...اصن وقتی تو خلوت خودم یادش میارم یریز اشک میاد توچشمام
اصن گفتم خونه خریدیم؟
اره خریدیم ینی فقط قرارداد بستیم بیانه دادیم تا۱۰روز دیگه
خداجونم؟خیلی دوستت دارم.خیلی زیاد
انقدر ک ب بزرگیت اطمینان دارم ب چشام اعتمادندارم
ولی چندوقتیه اتفاقه خوب نمیوفته برام...
مادربزرگم تو یک هفته پهلوهاش دزدگرفت بردنش دکتر سونوگرافی داد گفتن تو رحم توده داره باید هرچه سریعترعمل بشه.
دوشنبه عمل کردن دیروز ک جمعه بود اوردنش خونه خوبه خداروشکر
مامانم دوساله میگه لگنم دردمیکنه ولی نمیره دکتر .بردمش سونوگرافی رحم و تخمدانو کلیه داد چیزیش نبودگفتن باید بره ام آر آی چون دفترچه نداره۴۵۰تومن میشد ک فعلا موندیم پولمون کم بود
دیروز عمادرفت استخر دیشب تاصبح نخوابید سر درد داشت منم بیدارموندم باهاش.
صبح خواب بودم ک دیدم صاحبخونمون زنگ میزنه
رفتم کارشو گف بعدم این در اون در زدو گفت ک امسال نمیخواد پوله پیش زیاد کنه درعوض کرایه میخواد....عصابمو بهم ریختو رفت
حالا از همون لحظه تاالان دارم حرص میخورم