مرخص شدیم
امروز ساعت ۲نیم از بیمارستان رسیدیم خونه
دوشب و سه روز موندیم و واقعا خسته کننده و عصاب خورد کن بود
تمام ازمایشات السا سالم بودن خداروشکر فقط توی ازمایش مدفوعش دفع چربی نشون داد ک دکتر گفت دوباره باید ازمایشش رو تکرار کنی مرخص میکنم بری ولی باید پیگیر باشی دلیل کاهش وزن و شیرنخوردنش رو پیداکنیم
فعلا خوبه شیر کمو بیش میخوره از قبل بهتر شده
امروز اومدیم دوتایی حموم کردیم لباسای تازه پوشیدیم السا شیر خورد منم غذا خوردم من یکساعت السا سه ساعتی خوابید
بوی زندگی حالمو خیلی بهتر کرد
همه ی پرستارا و دکترا عاشق السا شده بودن و نازش میکردن عکس میگرفتنو باهاش بازی میکردن السا هم همش دلبری میکردو براشون میخندید امروز وقتی دکترش داشت ویزیتش میکرد انترن ها هم بودن السا غش غش واسه دکتره میخندید همشون خندشون گرفته بود وقتی دکتر از پیش السا رفت السا جیغ میزد که برگرده😄
خدایا هیچ انسانی رو راهی بیمارستان نکن مخصوصا بچه ها
یکم استرس دارم ک از بیمارستان کرونا نگرفته باشیم....
خدایا یکم ازمون بگذر خسته شدم ب مولا
کیا موافقن عکس السارو بذارم؟دستا بالا🤣
اخر این شیر نخوردنهای السا دردسر ساز شد و بستری شد😔
انقد از بچم خون گرفتن ک قلبم از قفسه سینم داشت میزد بیرون
انقد گریه کردخودشو کشت
هر لحظه از خواب با ترس میپره بچم....
امشب اینجاییم تا ببینیم دلیل شیرنخوردن ها چیه
خدایا چیزیش نباشه من دیگه طاقت ندارم
از بس گریه کردم اشک چشام خشک شد
حال بد
السا از صبح همش بیحاله و میخوابه
میترسم از اینکه دوباره مریض شده باشه
یک هفته هستش ک تازه خوب شده
حالم روحیم ب شدت خرابه ،خیلی خیلی حالم بده میترسم افسردگی حاد بگیرم
ب همه میپرم
همش عصبیم استرس دارم
زندگی اصلا برام معنی نداره
حالم بده نمیخوام از حال بدیام بنویسم ولی واقعا حالم بده
فقط دعا میکنم السا مریض نشده باشه خدایا کمکم کن
السا
خداروهزارررررر مرتبه شکر دکتر گفت گلودردش خیلی بهترشده و تا سه روز دیگه کلا مریضیش ازبین میره شیرنخوردنشم مهم نیس چون وزن داره اضافه میکنه و این شیرنخوردن بخاطره دوران نقاهتشه ک میل ب غذارو ازبین برده براش
السا
حالم خوب نیس عجیب بی تابم
السا یک هفته و نیمه مریضه
تب و ابریزش بی قراری یا بی حالی نداره
فقطو فقط مشکلش شیرنخوردنه
بخاطرشیرنخوردن بردمش دکتر یکشنبه ی هفته ی پیش گفت امیکرون گرفته گلو درد داره و یکمم گوشش درد داره براش ازمایش و عکس از ریه نوشت انجام دادیم و من درتمام لحظاتی ک داشتن ازش خون میگرفتن گریه میکردم پا ب پای السا
دکتر گف ۶هزار گلبول سفیدش درحال فعالیتن یا گرفته رد کرده یا تازه داره شروع میشه .اگه تا سه روزدیگه خوب شد ک ینی رد کرده اگر خوب نشد ینی تازه شروع شده .از یکشنبه تا چهارشنبه خوب بود شیر بهتر میخورد اما یهو دوباره از پنجشنبه صبح شیر نخورد تا اخره شب بردیمش کلینیک وگفت ک برفک زده گلوشو بهش دارو داد ولی از همون پنجشنبه تا الان ک شنبس شیرنمیخوره دیروز از ساعت ۶صبح تا ۱۲ شب فقط ۳۸۰تا خورد ینی نصفه چیزی ک باید بخوره
امروز نوبت گرفتم پیشه دکتره خودش ساعت ۵ برم ببینم چی میگه
دکتره پنجشنبه میگف باید بستری شه چون اب بدنش کم میشه وقتی شیرنمیخوره جیش نمیکنه خداکنه بچمو بستری نکنن من دق میکنم .نیم کیلو کم کرده یکشنبه چهارو هفتصد بود الان نمیدونم خداکنه کمترنشده باشه
خودمم از شنبه صبح ک بیدارشدم قفسه سینم سمت چپ گرفت جوریکه نمیتونستم حتی نفس بکشم ۴تا دکتر رفتم ۴تا امپول زدم تا بالاخره یکم از پنجشنبه بهترشدم
ولی همچنان نمیتونم السارو بغل کنم یا چیز سنگین بلندکنم
نوارقلب گرفتم قلبم خوبه ولی گرفتگی نمیدونم بخاطر چیه.گهگاهی میگیره ولی بهترم
خدایا کمکم کن دارم دیوونه میشم😔انقد حرص خوردم ک زیر چشمم گود رفته حاله روحیم ب شدت خرابه
فقط السا سالم باشه من مهم نیستم😔
حوصله ی هیچی رو ندارم هیچکاری نمیتونم بکنم از بس مغزم مشغوله شیرنخوردن الساس