مهرماه
مامانی روزای قشنگی نیس یه ایران ناراحتن یه ایران عزاداره یه ایران ناامیده....
قضیه ی فوت مهسا امینی شدت گرفته و مردمه کل شهرا ریختن بیرون برای اعتراض پلیس هم با تفنگ و باتوم اومده بین مردم.
میترسم مامان از آینده ی تو میترسم کاش این قضایا به خیروتوشی بگذره کاش دیگه کسی کشته نشه نه پلیس ن مردمه عادی همشون خانواده دارن و قطعا تحمل برای خانوادشون کاره سختیه.
نت نداریم قطع کردن و ما با کلی دردسر میریم اینستا یا برنامه های دیگه
منم وقتی فیلمارو میبینم همش گریه میکنم دسته خودم نیست گلومو غصه میگیره و راه تنفسم بسته میشه ....بابات میگه نگاه نکن اخبارو پیگیری نکن اما نمیتونم سعیمو میکنم اما نمیتونم .حالا از دیروز یکم کمتر پیگیری میکنم بلکه یکم اروم شم.
تو همچنان از درو دیوار بالا میری همه جارو میگیری راه میری چند روزیه ک حدوده یکی دو دیقه روپاهات بدون هیچ کمکی وایمیستی دیشب برای اولین بار یه قدم ب سمت من اومدی و منوبابا کلیییی ذوق کردیم
همچنان ظریف و ریز میزه ای کوچولو موچولوی خوردنی
هرچقدربزرگتر میشی بیشتز شبیه بابات میشی
خداروشکر از دیروز پوشکت بالاخره رفت رو شماره ی ۴ و منوبابا کلی خوشحال شدیم ک بالاخره یکم جون داری میگیری .
از اولین روزه نه ماهگیت تاالان هم داری شیر میخوری انگاری تازه خوشت اومده از شیر😄منم جبرانه اون ۹ ماهه گذشته بهت همش شیر میدم بلکه یکم کلسیم بهت برسه غذاتو کمترش کردم.
هنوز دندون درنیاوردی و این ناراحتم میکنه ده ماهته پس دندونات کوش؟😄