واکسن یکسالگی

بعد از ۲شب نخوابیدن بالاخره امروز رفتیم واکسن یکسالگیتو زدیم ۲شب نخوابیدم تا خوده صبح بخاطر اینکه تو اینترنت خوندم ک واکسن یکسالگی باعث اوتیسم میشه درواقع باعثش نمیشه محرکش میشه اگر ژن اوتیسم تو بدن بچه باشه واکسن یکسالگی باعث فعال شدنش میشه انقد فکرو خیال کردمو انقد تو اینترنت گشتمو انقد عصابمو خورد کردم تابالاخره امروز بردمت واکسن زدی با خانومه ک تو بهداشت بود صحبت کردم گف تو اینترنت هرچی ک مینویسنو نخون باعث استرس میشن اینهمه بچه زدن هیچیشونم نشد. نمیدونم دیگه هرچی ک هست زدمو تموم شد انشالله ک بخیر میگذره یه چند شبی راحت بودم از ساعت یکونیم شب میخوابیدی تا یک ظهر سه شبه دوباره بد خواب شدی همش توخواب وول میخوری یسره تا صبح چشمت زدم سرعت اینترنت ب پایین ترین حد سرعت خودش رسیده مملکت همونجور بهم ریختس معلومم نیس میخواد چی بشه دلار ب مرز ۴۰تومن رسیده طلا یکوهفتصد قیمته همه چیز هزار برابر شده اعدام ها شروع شدن روزای خوبی نیس مامان همش اشکو آهه همش استرس و دلواپسی گرونی و فقر،شرمندگی نمیخواستم اینجا راجبش چیزی بنویسم ولی گفتم بنویسم تا بعدها بدونی تو چه روزایی زندگی کردیمو بزرگت کردیم همیشه همه چیز گلو بلبل نبوده امیدوارم الان ک این پست رو میخونی همه چیز خوب باشه همه چیز بطور معجزه وار درست شده باشه و تو توی بهترین روزای زندگیت باشی امیدوارم تو بهترین شرایط مملکت باشی امیدوارم تو بهترین دانشگاه تو کشور خودت درحال تحصیل باشی امیدوارم تمام آزادی ای ک میخوای از زندگیت داشته باشی امیدوارم حسرت هیچیو نداشته باشی

مبل

از دیروزیاد گرفتی خیلی شیک و مجلسی و دو سوته میری بالا مبلا میشینی راه میری و راحت میای پایین

اولین بارم یهو رفتی رو میزعسلی باورت نمیشد یه نگا ب من کردی یه نگاه ب میز و یه لبخند موزیانه زدیو یا علی بلند شدی روشمجبور شدم پیزو بردارم ببرم تو اتاقت

بابا ،مامان ،دَدَ، نینی، نه کلماتی هستن ک میگی

بهت میگیم السا کجا بریم؟فورا میگی دد

عکس بچه نشونت میدیم میگیم این کیه؟میگی نینی

بچه میبینی میگی نینی

بابات درو وا میکنه میگی بابا و میدویی سمتش

چندروزیه ک دیربیدارمیشی از خواب شبا ساعت دو یا دونیم میخوابی صبحا ساعت ۱ بیدار میشی

شیرین بازیات زیادن و ما عشققق میکنیم از دیدنت

تولد

جمعه ۹/۱۱برات جشن تولد گرفتیم توی سالن یه جشن تقریبا بزرگ
خیییییلی خوش گذشت خیلی زیاد

از تعداد مهمونی ک دعوت کرده بودین ۲۶ نفر اومدن و واقعا خوب بودن.

با جو مملکت اصلا دلم راضی ب جشن نبود اما خب ما برنامه ریزی کرده بودیم

تو بزرگ شدی راحت راه میری بازی میکنی و کلی شیرین بازی درمیاری برامون و ما کیف میکنیم از بودنت

خیلی زیاد بیخوابی شبا خیلی بد میخوابی همش گریه میکنی اینور اونور میکنی

۷ شب بود ک نخوابیده بودم خداروشکر دیشب خوب خوابیدی و من تونسم بخوابم

وقتی بابات میاد صدای درو ک میشنوی بدو بدو میری سمتش وتا زمانیکه دستشو بشوره بیادبغلت کنه یسره جیغ میکشی

هنوز دندون در نیاوردی و یکی از دغدغه هامه واقعا

خیلی دوستت داریم خیلی زیاد