بعداز ۸ ماه در ب دری ،گریه، غم، اشک، آه سه شنبه ۱۴۰۲/۶/۲۱. بالاخره سندماشین رو تونستم بگیرم.برای تعویض پلاک هم نوبت گرفتم یکشنبه ساعت۹صبح برم و کارو تموم کنم.

خدامیدونه تواین ۸ ماه چیا ب سرم اومد

چقدر گریه کردم برای ماشینه از دست رفته،برای مشکلاته سرراه ،برای حرفای دیگران،چقدرضرری دادیم چقدعذاب کشیدیم.

پرایدخودمون رفت،پرشیا رفت و اخرش بازم تونستیم پراید بگیریم ک خداروهزاربارشکر میکنم بابتش .حداقل سرمایمون از دست نرفت و ما بدونه ماشین نموندیم.

انقدری بهم فشاراومده بود ک رفتم دکتر عصاب ،انقدری فشار روم بود ک بیس چاری دعوا داشتیم توخونه،دعواها رو السااثرگذاشته بودو مدام جیغ میکشید

خدایا ممنونم ک این مشکل رو هم حل کردی گرچه خیلی خیلی خیلی سخت بود اما ممنونم ک بالاخره حلش کردی .

از شانس بد همچین ک خوشحال بودم برای حل شدن این مشکل یهو همون شب ویروس گرفتم ،این ویروس جدیده ک اسهال استفراغه.دیشب سرمو امپول زدم تا ظهره امروز خوب بودم دوباره بیحالی اومد سراغم انقد بیحالم ک چشمام باز نمیشن نمیتونم راه برم ضعف دارم.

فقط دعامیکنم السا نگیره همین.

ما بزرگیم میتونیم تحمل کنیم اما السا خیلی بچس جون نداره همین یذره وزنی ک تلاش میکنم بیاد بالا یهو میادپایین با مریضیش.

رعایت میکنم بلکه نگیره اینبار رو.

مامانم از کار کلا اومده بیرون اومد خونمون و عمادنمیزاره بره خونه ی خودش. یکماهی میشه ک اومده.

خدایا شکرت ک مشکلمون حل شد

راستی شنبه رفتم و بالاخره بعداز چندین سال موهای بلندم رو کوتاه مدل باب زدم و خیلی راضیم.خیلیا گفتن موهات حیف بود اماخیلی بهت اومده و خوشگل شدی.خودمم خیلی خوشم اومده و خیلی راحت حموم میرمو میام