401

درست شد 

حل شد

حل شد 

حل شددددددددددددد 

وای خدا باورم نمیشه 

اصلا باورم نمیشه 

ضامن حل شد امروز بردیم بانک و امضا کردو تمام 

تواین مدت برای وام سی تومنی ک باید بدیم ب مستاجر تا بلندشه  ۲تاضامن میخواستیم یکی کارمندی یکی بازاری

واسه انتقال وامه مسکن هم یکی کارمندی میخواستیم تا اب و برق و گاز بناممون بشه شهرسازی کاراشو کنیم

وامه سی تومنی بابابزرگ عمادضامن شد و یکی بزور بازاری پیدا کردیم بماند ک چقد بانک اذیتمون کرد 

واسه انتقال مسکن هم امروز بابابزرگم یکی پیدا کرد ضامن

خدایا شکرت ک مارو رو سفید کردی

شکرت ک مارو جانزاشتی 

شکرت ک محتاج یکسری ادم نکردی 

 

 

400

حالت جنون بهم دست داده 

چرا ضامن پیدا نمیشه

چرا کارامون گره خورده 

خدایا بسه دیگه 

طاقت ندارم

دیگه مغزم نمیکشه 

توکه میتونی چرا کمکمون نمیکنی 

چقدددددر از پدرمادرش متنفر شدم 

متنفررررم ازشون

399

از اونهمه استرس و اضطراب و گرفتاری و ..... همشون رفتن 

و فقط استرس وام مونده

لعنتیای بیشرف یه وام ۳۰ تومنی میخوان بدن با سود هجده درصد هزاااارو یکجور ادا اطوار دارن 

ضامن جور کردیم هزارو یک مشکل دیگه گذاشتن سر راهمون 

دیگه خسته شدیم بخدا 

یه پارتی انداختیم ببینیم اون چیکار میکنه 

این غول مرحله اخره 

این تموم بشه دیگه من یه نفس جانانه میکشم

هرچند ک یه ضامن دیگه باید جورکنیم برای اینکه وام خونه رو ب نام خودمون بزنیم 

حالا اونو یفکری میکنیم

بچه ها واقعا اعتراف میکنم ک هیچ وقتی نداشتم تاالان ک بتونم بیام بخونم وبتونو ببخشید 😔

همش سرکارمو بدو بدوی خونه دارم

398

دیروز بعد از چندین روز تلاشو بدو بدو و جمع کردن 

اساس کشیمون تموم شد و بارمونو نصف بردیم خونه مادرم نصفم خونه مادرشوهرم

سند خونه رو بنام زدیم تو دفترخونه 

مونده پول بنگاه و گرفتن قولنامه ک انشالله امروز بریم بگیریم

۱۵میلیون پولی ک از پدربزرگه عمادگرفته بودیم رو هم جورکردیم 

الان فقط مونده ۳۰ میلیون وامی ک باید بگیریم برای مستاجر 

تا اسفند مهلت داریم 

اونم جور بشه دیگه خیالمون رااااحت میشه

 

397

درست شددددددددددد

هورااااااااااااا

396

بنگاهه کثافط از اول اذیتمون کرد بازم داره اذیت میکنه

۴۵ میلیونی ک بابت پیش پرداخت خریدار کارت کشیده بود براش رو قرار بود امروز برامون بریزه

وقتی عماد زنگ زد ک پولو بریز با یه لحن بدی با عماد حرف زد یجور تقریبا تهدید 

قراره فردا بریزه 

خدایا دیگه طاقته حرص خوردن واس این موضوعو ندارم کمک کن فردا ختم ب خیر بشه قضیه ی این خونه ی شوم

395

دوهفته قبل از شب یلدا فکرامونوکردیم  و ب این نتیجه رسیدیم ک خونمونو بفروشیم و وام بگیریم بزاریم روش و یه خونه دو اتاقه بخریم

کارای وام تا نصف جور شد فقط موند ضامن ک یهو برای خونمون مشتری جورشد با قیمت خیلی خوب و بالاتراز قیمت اصلی خونمون.

اول اومد خودش دید خونرو بعدم بنگاه رو فرستاد تا خونرو ببینه ک اگه مشکلی نباشه بخره

بنگاه اومد خونرو دید و گف حالا ک این قیمت داره میخره بفروشیدو سودکنید.گفتم اقا من هنوز خونه پیدانکردم گف اصلا نگران نباش من دارم خونه ی خوب با قیمت خیلی خوب.گفتم اقا ازینجارونده ازونجامونده نشم گفت نه خانوم خیالت جمع.گفتم باشه.

درواقع خودمونم یک هفته دنبال خونه میگشتیم و اون قیمتی ک مدنظرمون بود خونه پیدا میشد.

همونشب رفتیمو قولنامه رو بستیم.

خوشوخرم ب بنگاه گفتم خب حالا خونه ای ک گفتینو نشونمون بدین گف فعلا بااین قیمت ندارم ولی پیدا میشه!!!!!!!!

من هنگ کردم گفتم توگفتی دارم گف عجله نکنین پیدامیشه.

چنان استرسی سرتاپای وجودمو گرفته بود ک خدا میدونه 

ازبنگاه ک اومدیم بیرون ب عماداصرارکردم ک بریم بنگاه ها رو بگردیم.

هرجا میرفتیم خونه نبود!!!!!هرجا میرفتیم میگفتن فروختیم!!!!!!

ینی داشتم سکته میکردم ک یهو یاده یه خونه ای افتادم ک قبلا معرفی شده بود بهمون اتفاقا بنگاهشم دوسته عماد بود زنگ زدو گفت اره خونه هنوز بفروش نرفته .رفتیم دیدیم صاحبخونه رو اونم رو یپا بود ک من پول خونرو نقد میخوام اقا.گفتیم ما باید بریم مدارک رو جورکنیم تا پول خونمونو بگیریم میگف من بهتون ۳ الی ۴ روز مهلت میدم ک حل کنید قضیه رو بیاید بخرید!حالا ما استرس داشتیم ینی قلبم داشت از دهنم درمیومد.حالا بماند ک خونه هم هیچی نداشت و باید خودمون بیشتر‌کارا مث کمددیواری و کابینت و گازو هودو میزدیم و ب دلمونم ننشسته بود اصلا ولی خب کاچی به از هیچی

از فردا افتادیم دنبال مدارک خونه.

۳تا برگه مهم رو باید میداشتیم ک از شانسمون یدونش نبود.ینی صاحب ملک قبلی نداده بود بهمون

۳روزه تمام از ۱۰ صبح میرفتیم دنبال اون مدرک تا ۲ بعدظهر ولی فقط پاس میدادنمون.

تعاونی میگف باید بری شهرسازی ،شهرسازی میگف باید بری پست 

پست میگف باید بری بانک بانک میگفت کاره من نیسو خلاصه اخرسر گفتن بانک باید حل کنه 

گفتیم باشه 

بهمون شنبه نوبت داد بانک ک بریمو وامه خونرو بنام اون اقا بزنیم و اون اقا پولو بهمون بده.

این بکنار 

تواین بین یهو یه خونه به تورمون خورد خیلی شیکو تمیز و ب هیچی هم احتیاج نداشتو قیمتشم چون صاحبخونه فورا میخواس بفروشه قیمت پایین تر از خوده خونه گذاشته بود تو دیوار

ما رفتیمو از نزدیک خونرو دیدیمو پسندیدیم چجوووورم

گفتیم اقا تا شنبه نگه دار ک بیایم پولو بدیم گف ن باید بیعانه بدین

خدایا پول از کجابیاریم 

اخه چون مدرک خونه ی خودمون تکمیل نبود بیعانه ی خونه ی خودمونو نتونسیم بگیریم هنوز تو بنگاه مونده.بنگاه گف باید مدارک تکمیل شه بعد پولو بگیرین

خلاصه بعد از عصاب خوردیای شدیییییید تونستیم ۱۵ میلیون از بابابزرگ عماد بگیریمو خونرو قولنامه کنیم ‌

استرسه شنبه داشت مارو میکشت ک خدایا شنبه دیگه جور بشه ما پولمونو بگیریم ب خونمون برسیم .تواین جندروز اب شدم کامل

شد شنبه 

خریدار و عماد رفتن بانک ک بنام بزنن خریدار دید ک خونه بجای اون هجده میلیونی ک گفتیم خونه وام داره ۴۰ میلیون وامه .

ینی ما نمیدونستیم ک خونه ۴۰ میلیون دیگه وام داره

باحسابی ک ماکرده بودیم خونه ۱۸ میلیون قسط داشت و ب این اقا اشتباه گفته بودیم 

یهو خریدار گفت ن اقا من نمیخوام اینجوری گرون میشه برامو ازین حرفا 

روز شنبه بجای اینکه مدارک رو تکمیل کنیمو پولمونو بگیریم کل روز ب این گذشت ک اقارو راضی کنیم ک بخره 

اخرسر هم ۷ میلیون از پول خونه کم کردیمو راضی شد .

عمادو اون اقا قرار شد امروز برن دنبال اون برگه ای ک کم بود و برن دفترخونه پولو بگیرنو تمام

صبح بیدارشدم دبدم عماد اومده میگه تمام مدارک خونرو گم کرده 

کوبیدم تو سرم وای یا خدا مدارک چیشد

باعمادبحثم شد زد ظرفمو شکست و کلی دادو هوار 

رفتیم بانک دیدیم اونجا جاگذاشته بود وقتی مدارکو گرفتیم یه نفس کشیدم

بعدم عمادو اون اقا رفتن کارای اداری رو کردن بازهم میخواستن بپیچونن ک خداروشکر یه اشنا پیدا شد و کارمونو حل کرد

خریدار هم چک داد

بعدظهرم رفتیم بنگاه پول کمیسیون دادیمو خداروشکر همه چی ب خیر گذشت

فقط الان ۴۵ میلیون پول بنگاه مونده ک گفت فردا میریزه ب حسابمون

خداروهزار بار شکر تموم شد این ماجرای خونه

این ماجرایی ک الان گفتم واقعا ب همین راحتیا نبودا 

واقعا عذاب کشیدیم واقعا سختی و استرس کشیدیم 

ینی مردیمو زنده شدیمو هزار بار گفتیم خونه ی دو اتاقه بخوره توسرمون کاش همچین کاری نمیکردیم 

حالا مونده کارای انتقال خونه ی جدید ک ب امید خدا بعد از نقد کردن چک و گرفتن پولمون از بنگاه میریم دنبالش 

یه وام ۳۰ تومنی هم مونده کاراش ک باید ۲ تا ضامن جور کنیم 

ب امید خدا اون هم تا اسفندفرصت داریم اونم درست میکنیم

تواین اوضاع تنها اتفاق خوبی ک افتاد پیداکردن کار بود برام 

از پنجشنبه میرم دفتره چاپ و کاتالوگ و پرینت و .....

خوبه خداروشکر راضیم فعلا

پایان شب سیه سپید است 

مرسی از دوستای عزیزم ک همش نگران بودن 

ممنونم ک بیادم بودیم 

متاسفانه نتونستم تو این مدت پستاتونو بخونم 

سرفرصت میامو میخونمتون

دوستتون دارم

راستی خونه مستاجر دارع 

تا ۲۰ اسفند

تواین مدت خونه مامانم میمونیم

از امشبم شروع میکنم ب جمع کردن وسایلم تااخر هفته باید تخلیه کنیم

394

فردا

خدایاخودت میدونی دیگه

همیشه پشتمون بودی بازم باش

خواهش میکنم

393

یه اتفاق خوب امروز بعدظهر افتاد

ولی اون اتفاق بده هنوز کماکان پابرجاست 

و تحققه این اتفاق خوبه به دسته همون اتفاق بده رخ میده

شنبه باید حل بشه اون اتفاق بده اگه نشه.....

وای خدایا نمیخوام فکر کنم بهش

تمام مغزم پره از فکرهای مختلف 

تاشنبه چطور دووم بیارم

392

اون مشکل هنوز هست 

اون استرسا هنوز هست

فردا یا پسفردا معلوم میشه

امشبم یلدا بود و من با تمام ناراحتیم و غصه ای ک داشتم سعی کردم کارارو انجام بدم و چندتا عکس بگیریم

خدایا کمکمون کن لطفا

مرسی از کسایی ک دعام کردن

یلداتون مبارک