108
یهو بخندی؟یهو برقصی؟یهو بگی گوره بابای عشقو زندگیو ازدواج؟
ولی یهو یچیزی ک اون برات گرفته رو ببینیو یادش بیوفتی
یهو بغض کنی یهو گریه کنی یهو تمام اون کارایی ک چندثانیه قبل
انجام دادی تا بیخیالش بشی فروکش کنه ،خنده جاشو بده ب گریه ،
گریه ک چ عرض کنم،هق هق،بدنت داغ بشه،حس کنی خون داره تو بدنت
ب سرعت نور حرکت میکنه،سرت پربشه از گرما ،پربشه از حرفای
ناگفته ،سرت گیج بره،فقط از خدابخوای ک از برزخی ک توش گیر کردی
نجاتت بده،غصه هام فقط عمادونبودنش نیس،غصه هام فراوونه
تو بهم خوردن رابطمون بیشتری تقصیرارو من داشتم ،ولی حالا چیکارکنم؟فراموشش کنم؟خدایا من دیگه نمیدونم چی خوبه چی بد
خدایا اخه چرا بامن اینکارو میکنی؟چرا یکم کمکم نمیکنی؟چرا دستمونمیگیری؟اخه مگه من چقدبدم ک باهام اینکارو میکنی ؟
مامانموحرفاش،باباموکاراش،شغلم،درامدم،دخلوخرجم ،دانشگام،خانوادم
خیلی چیزا شده ک من اینجا ننوشتم ،ینی دیگه واقعاحوصله ی نوشتن از بدبختیامونداشتم.اما الان دیگه واقعا پرم،انقد پر ک مغزم قفل کرده
واقعا دیگه نمیدونم چی خوبه چی بد،دیگه هیچی از زندگی نمیفهمم
منوعماد واقعا برای همیشه بهم زدیم ،ایندفعه دیگه واقعیه
دیروز توپارک حلقه رو انداخت دور،کادو ولنتاینو پاره کرد،عکسمو ک تو کیفش بودو پاره کرد،از اینستا بلاکم کرد،تو پروفایلش نوشته سینگل ،کلا ازم زده شده خسته شده میگه نمیتونه بااخلاقم کنار بیاد
منم از تلگرام اومدم بیرون دیلیت اکانت...
دلم میخواد ک بگم میرم سمت زندگی جدید اما واقعانمیتونم
کدوم زندگی جدید اخه؟چطوری؟نمیخوام ک برگرده،اصلا نمیخوام
چون کسی ک منونمیخواد دلم نمیخواد بزور پیشم بمونه
اما با خودم چیکارکنم؟چطور فراموشش کنم؟توهر خیابونو کوچه ازش خاطره دارم ،تو هر سوپرمارکت و هایپرمارکتو پارکو جشنو کوفت و زهرمار خاطره دارم.تمام لباسام ب انتخاب اون بود،لاکام،عطرام،عروسکام همه همه همه .... همه از دوستیمون باخبرن حالا چی بگم بهشون؟
بگم تموم شد؟عشق عمادوسوگندم مث عشق فردینوسوگند تموم شد؟
درمقابل حرفشون ک میگن شما ک عاشق هم بودین چی بگم؟
بگم یهو تموم شد؟دوسته صمیمیم میگه باز برمیگرده میگه میاد الان عصبانیه ،اما من نمیخوام ک بیاد،چون دلم شکسته،چون میدونم اگه
بیادم باز این رابطه تموم میشه،ولی یه حسی بهم میگه دیگه هیچوقت حتی اسممم نمیاره ،این حس خیلی قویه خیلی