115
اینکه چرا همیشه تو بدترین زمانش اتفاق میوفته نمیدونم
اینکه چرا همیشه کورسو چراغی ک تودلم روشن میشه هم زودخاموش میشه روهم نمیدونم
اما اینکه بااینهمه مشکلاتوسختی من هنوزم سرپام برام خیلی عجیبه
اینکه هنوز زندم و با پرویی دارم زندگی روادامه میدم برام جالبه!
راستی چ پوست کلفتی دارم من،ک هنوز ته دلم امید دارم
خیلی روعصابم فشار اومده،خیلی زیاد،سردر گمم
خداهیچکسو سردرگم و پریشون نکنه که من خیلی تجربش کردم
یچیز دیگه بگم ،من وقت ندارم ک برم وب همه،اما معنیش این نیس ک برام مهم نیسین،باخیلیاتون توتلگرام حرف میزنم،ب چن نفرهم هروقت ک بتونم ب وبشون سرمیزنم ،باگوشی ب وب اومدن سخته پست گذاشتنم ک سختتر.
یکی ازمن ناراحت شدع خیلیم تندبرخورد کرد ک اصلا ازش انتظارنداشتم.بخاطرهمین گفتم ک کسی از دستم ناراحت نشه،اگه میاین وبم قدمتون روی چشم خیلی ممنون.نمیاین هم سرتون سلامت.
من میام اینجامینویسم ک سبک شم ب دوراز جنگودعوا ن اینکه زرتوزرت هرکی ازدستم ناراحت شه،خالع بازی نیس ک.
همتون سالموسلامت باشین ان شاالله