امروز مادرشوهر زنگ زد بهم،قرارشد بعد از ماه رمضان بیان برای خاستگاری،

عماد میخواد وام بگیره برای رهن یه خونه 

بابای عمادم که خرج عروسیمونو برعهده میگیره،تا پاییز هم عروسی میگیریم میریم تو خونه خودمون.

نمیدونم خوشحال باشم یااسترس داشته باشم...

میترسم از همه چیز مخصوصا خاستگاری اونم بااخلاقه بابام

میترسم بحث یا دلخوری پیش بیاد،خداکنه همه چیز به خیرو خوشی تموم شه.

امروزچهارشنبس و قراربود صابکاره قبلیم پول بریزه اخرین خبری ک ازش دارم اس داده بود امروز حتما واریز میشه،از بعدظهرتا الان سه بارتماس گرفتم جواب نداد،خدا لعنتش کنه 

بدجور خوردم به بی پولی