خالم تا یکماه پیش ک بیاد خونمون خودش خونه اجاره کرده بود برای خودش 

یهوتصمیم میگیره ک خونه رو پس بده با پول پیش خونش مغازه اجاره کنه و ارایشگاه بزنه ک ماهم اونجا کارکنیم ،سریع خونه رو پس میده چون وسط سال بود و زمان اجاره نامش تموم نشده بود صاحبخونش گف ک باید مستاجربیاد تا پولتو بدم 

خالم میگه باشه خونه روخالی میکنه میادخونه ی ما ،همون روز هم میگرده یه مغازه ی تمیزو قشنگ سمت خونمون پیدامیکنه با قیمته باورنکردی 

دومیلیون پیش ماهی دویستو پنجاه تومن

خالم با بابابزرگم صحبت میکنه،بابابزرگم سه میلیون میده ،خاله ی احمقم بجای اینکه از اون سه تومن دوتومنشو برداره بده پول پیش مغازه ،برمیداره هر سه میلیون تومنو وسایل ارایشگاه میخره به امید اینکه خونه زوداجاره میره و اون دوتومنو میده به صاحب مغازه دوتومنم برمیداره میره اموزشگاه ارایشگری مدرک میگیره

بقیشم برمیداره یه خونه سمت خونه ی ما اجاره میکنه و با دخترخالم زندگی میکنن

اما الان یکماهه ک هنوز خونه اجاره نرفته و هیچکدوم از این کارایی ک گفتم انجام نشده

هممون هم منتظریم ک اون خونه ی لعنتی رو یکی اجاره کنه 

اگرنه که کلا مغازه رو میبندیم 

منم رفتم وسایل اپیلاسیونمو خریدم

دویست تومن تخت خریدم 

۱۵۰دستگاه 

یه عالم وسایل ریزمیز 

چهارصد من خرج کردم 

مغازه بسته بشه تمام امیدم از بین میره 

امیدداشتم ک مشتری جذب کنم واس خودم کارکنم 

از خیلی چیزا راحتشم 

اما مث اینکه خدا عادت داره زمانی ک امیدوارمیشم درو ببنده ب روم 

انقد من غصه بخورم انقد حرص بخورم تا بعد یه در دیگه واکنه 

اینماه نزدیک ب دومیلیون از دستم رفت 

ینی کل پولی ک جمع کرده بودم کارکرده بودم 

وسایل خونه وسایل اپیلاسیون 

هیچی دیگه ندارم 

ته حسابم صدوپنجاه تومنه 

اونم گذاشتم ک پول کرایه ماشین بدم 

ینی بددددجور قاطی کرده زندگیم

اهای کساییکه میخونین پستمو 

دوستای گلم 

دعام کنین خواهشا 

مرسی