قطعادیشب بهترین شب زندگیم بود ک هیچوقت دوباره تکرارنمیشه

شب خیلی خوب و دوست داشتنی در کناره یارم 

پنجاه یا شصت تا مهمون اومد برامون 

دفتر بله برو رو اول نوشتن

بعد وسایلایی ک برام خریده بودن رو باز کردن

بعد مادرشوهرم چادرمو برید

بعدم رقصیدیم

خیلی خجالت میکشیدم جلو بزرگترا با عماد برقصم 

اما گفتن باید برقصین

یک میلیونو هشتصد هزار تومن شادباش و کادو جمع شد ک میخوام طلا بخرم

اخره شب هم منو عماد رفتیم کباب زدیمو ساعت یکونیم اومدیم خونه

خیلی خوب بود خیلی

ان شاالله ک برای همه ی عاشقا این روز بوجود بیاد

ما ن صیغه کردیم و نه عقد

چون فاصله ی عقد و نامزیمون کوتاه بود گفتن ک یهو عقد بشیم،روز ۱۸دی

خواستم عکس بزارم اما چون باگوشیم نمیشه شرمندتونم

#ان مع العسریسرا