تقریبا همه چیزخوبه اما اذیتهای پدر همچنان ادامه داره و سفت و سخت پابرجاست

مثل اینکه تمومی نداره و من همچنان بایدبسوزموبسازم 

تامیام یکم خوشحال باشم یچی میزنه خراب میشه،راستش عادت کردم ب این چیزا 

زندگی متاهلی خوبه،ینی فرقی با دوستی نداره ،تنها فرقش اینه ک دیگه جدایی در کارنیست

امتحاناتمو پاس شدم بجز یکی ،میرم واس ترم بعد اما این ترم رو مرخصی میگیرم چون نزدیک عیدوعروسیه سخته برام.

شما حالتون خوبه؟