219
اومدم ک همینجوری یسری چیزا بنویسم
پدرشوهرم خوبه
همیشه بوسم میکنه بغلم میکنه قربون صدقه میره هدیه میخره
اما در کناره این خوبیا یسری کارایی داره ک رو عصابمه
ینی اون کارا تمام خوبیاشو از بین میبره
مثلا اینکه تو چندتا پسته قبل گفتم ک رفتم یجا ارایشگاه انتهاب کردم نوبت زدم ،پدرشوهرم با شوهرم غر زدو بحث کرد اخرشم من گفتم نمیخوام میرم سالن خودمون ارایش میکنم که قیمتش یک میلیونو دویسته ولی چون من اونجا هستم ازم یه تومن میگیره
بازهم پدرشوهرم چند روز پیش بهم میگه نمیخوام دخالت کنمااااا اما اگه بری بگی خواهره عروسی و درستت کنه و بیای خونه لباس بپوشی به صرفه تره براتون!!!!!!اخه عروس بره اینکارو کنه؟؟؟؟؟
پولشو ک تو نمیخوای بدی پس چرا دخالت میکنی مگه زنه خودت اینکارو کرد که من بکنم !!!!!?
یا مثلا رفتیم واس دیدن فیلمبردار
هلی شات گفت نباشه
عکسه بزرگ برای سن نباشه
کلیپ اسپرت نباشه
تازه عکسه باغ با لباس عروس هم ک دویستوپنجاه تومن پولشه رو گف چقد گرونه گفتم من خودم میدم!گفت نه من میدم تو نگران نباش!!!! حرفشو میزنه بعد میگه خودم میدم!!!!
حالا منو شوهرم داریم پول جمع میکنیم واس هلی شاتو شایدم اسپرت
تازه نصفه بیانه واس فیلمبردارم یهو دیروز گف باید عماد بده!!!!!
پنج تومنم داره وام میگیره ک اونم شوهرم باید بده
پول لباس عروس و ارایشگاهم ک شوهرم میده!!!
بعد پدرشوهرم میمونه ب همه میگه تمام خرجارو من دارم میدم !!!!
اخه توکه کاری نمیکنی چرا اینکارارو میکنی!
یسری چیزای دیگم هس ک حالو حوصله ی توضیح ندارم
مادرشوهرم اما خوبه تو هیچی دخالت نمیکنه و گاهی پدرشوهرمو دعوا میکنه
پدرم رو بیوی تلگرامش نوشته دنیای من خانومه من،(خانوم جدیدش)
رو پروفایلش نوشته دوستت دارم ب اندازه ی تمام لحظه های زندگیم!!!
محبت کردنو بلدبودو بهمون محبت نمیکرد..هه
هعــــی روزگار
زندگی هم میگذره با تمام بدیا و خوبیاش
صبح منو عماد میریم سرکار
شب میایم خونه
شام میخوریم یکم حرف میزنیم بعدشم میخوابیم
هروز همین کارمونه
اگرم بخوایم بریم بیرون بیشتره وقتا پدرشوهرومادرشوهر و مادره منم باهامونن
راستش دوس ندارم وقتی میریم بیرون همه باشن
حالا فعلا تحمل میکنم تا ببینم چی میشه