دیشب اول رفتیم عروسیه دوستم تو داهات 

دیدم جا نیس برگشتیم رفتیم خونه مادرشوهرم مهمون داشتن 

شاموخوردیم حرف زدیم خندیدیم بعدم پدرشوهرم رسوندمون خونه 

اومدیم قلیون کشیدیم فیلم دیدبیم عماد۳خوابید من خوابم نبرد ۵ خوابیدم 

ساعت۱ بیدارشدم 

قراربود مادرشوهرمینا بیان خونمون گف من غذای دیشبو برمیدارم میام خونتون ناهار گفتم باشه

ساعت ۱اومدن 

ناهارخوردیم بابای عماد گف من میخوابم عماد بره بجام مغازه بعد من میرم عماد بیادخونه 

ساعت ۶ پدرشوهرمینا رفتن خونه 

منم توخونه تنهام 

میخواستم برم خونه مامانم ک اونم نبود 

موندم توخونه با گوشی بازی میکنم با مامانم تلفنی حرف زدم 

منتظرم عمادبیاد هنوز نیومده 

حوصلم پوکید

کاش ماشین داشتم گازو میگرفتم میرفتم بیرون 

اخی دلم برا ماشینمون تنگ شد‌‌...

ایشالله زودتر بخریم خیلی سخته بدون ماشین موندن

بدهکاریا عصابمو خورد میکنه 

خدایا خیلی کمکمون کردی بازم کمک کن ما بجز توکسیو نداریم 

مرسی از دوستای گلم ک دعام کردن ممنونم از محبتاتون

یه سوال

من هنوز خواننده خاموش دارم؟