اوووف امان از سرماخوردگی 

 

چند روزیه سرما خوردم سردرد دارم گلودرد ابریزش بیحالی اصن نگم برات 

انقدحالم بد بود نصف شب رفتم دکتر امپول زدمو قرص و دارو گرفتمو اومدم خونه

دیروزم ک جمعه بود مادرشوهرم بنده خدا با یه دیگ بزرگ سوپ برای من و یه دیگ کوچیک قرمه برای عماداومد خونمون.سعی کردم بیحالی رو بزارم کنارو ب خونه برسم تا قبل از اومدنشون خونه رو تمیزه تمیزکردم.اخرش دیگه افتادم رو تخت داشتم غش میکردم.

اومدنو دوباره پاشدم.چای دم کردم.

شام هم موندن ک ساعت۸بود من هوس نون پنیر سبزی کردم با باقلی تازه 

نشستیم یه دل سیر خوردیم پدرشوهر مغازه بود ساعت۱۰اومدو سوپ خوردنو چای و بعدشم رفتن

دیشب تا صبح۶بار بیدارشدم اصلا خوابم نمیبرد ینی چن شبه خوابم نمیبره مریضی نمیزاره همش گلوم خشک میشه یا میسوزه.

امروزم عماد ک ۶نیم رفت مغازه منم پاشدم برای اولین بار صبحونه خوردم دوباره سعی کردم بخوابم ۸نیم خوابم برد ک دوباره۹نیم عماداومد خونه برام شربت سرفه اوردو رفت.ومن بیدارم.ناهار سوپ و قرمه هست برنجم هست دیگه نمیتونم چیزی درست کنم همین بخوریم امروز حالا تافردابهتربشم چیز خوشمزه برای همسر درست کنم.

دورش بگردم چن روزه بخاطرمن همش داره سوپ و غذاهای پختنی میخوره