اون اقا گفت ک دیگه مزاحمم نمیشه پس ادامه میدم بدون رمز و بدون عوض کردن ادرس

+هنوز مریضیم خوب نشده.هنوز گلو درد دارم و بیحالم.کلا یکروز حالم خوب بود ک اونم دوباره از فرداش بد شد 

امروز مامانم زنگ زده بود بهمو گلگی میکرد ک چرا نمیرم پیشش 

عماد ک اومد ناهارو خوردیم گفتم شام بریم خونه مامانم گف بریم

ساعت ۸ بود ک عماد داشت میرف مغازه تا خونه ی مامانم همراهش پیاده رفتم 

وقتی رسیدم خونه ی مامانم چنان حالم بد شد ک خودمم ترسیدم ک نکنه یهو چیزیم بشه 

دوهفته ای هست ک همش سرگیجه و تهوع دارم همش خستم و خوابم میاد همش چشام تار میشه و چپکی میبینم 

یبارم ک خونه مادرشوهرم از پله ها افتادم 

راستش چند روزیه استرس گرفتم ک نکنه حاملم؟!!!!

ب عماد  وقتی گفتم حالم بدشد گف وای بدبخت شدیم نکنه حامله ای!!!

یکم خندیدیمو مسخره با ی دراوردیم راجبش

ولی واقعا ترسیدم!!!تواین یکسال من صدبار ازمایش دادم بدونه علائم

ولی ایندفعه چون حالم خوب نیس یذره بیشتر ترسیدم.

فرداصبح مشتری دارم پسفردا میرم واسه ازمایش

هفته ی پیش بی بی چک زدم منفی بود .

انشاالله که بخاطر سرماخوردگیمه حالم اینقد بدشده.خدایا بچه میخواما ولی الان میدونی ک قرض داریم تاخرخره.ماهی۲میلیون فیکس میدیم برای وام .

دوستم حاملست 

ن خونه ن ماشین ن کاره درست درمون

حقوق یکو پونصد!اونم توتهران 

ب عمادمیگم ما ک خداروشکر وضعمون بهتره میگه ن من میخوام واس بچم سنگ تموم بزارم.اگرم بود سقط کنیم.

گفتم نه من سقط نمیکنم میگه وای عجب غلطی کردم خدایا خودت رحم کن خخخخخخ