پنجشنبه دوست صمیمیم صفورا اومد خونمون .یکماهی میشد ک پیداش نبود.من از صبح تاساعت۵غروب خونرو تمیزکردم واقعا یه تمیزکاریه اساسی شب هم من طبق برنامم زود شامه مختصری خوردم.برای عمادوصفوراام کوکوسیبزمینی درست کردم.عماد ک اومد شام خورد.منم نگاشون کردم خخخخ.

بعدشم ظرفارو شستم ،میوه شستم .چای دم کردم میوه هارو گذاشتم تو ظرف هندونه و خربزه درست کردمو اوردم گذاشتم بینمون‌

ومپایر هم گذاشتیمو سه تایی فیلم دیدیم .تاساعت۳داشتیم میدیدیم.

خوابیدیم صبح بیدارشدیم عمادرفت نونوایی نون خرید.منم صبحونه حاضرکردمو خوردیم.مامانش زنگ زد ک ناهاربیاین اونجا.منم ک ناهاردرست کرده بودم برداشتیمو همراه پدرشوهرم ساعت ۳رفتیم خونشون.

ناهارخوردیمو بعدظهررفتیم گردش با یکی ازاشناهامون.

تاغروب بیرون بودیمو بعدم اومدیم خونه.

بازم فیلم دیدیمو خوابیدیم.