312
هفته ی پیش داشتم تو کانال کاریابی دنبال کارمیگشتم ک چشمم خورد به یه اگهی مربی مهدکودک که اتفاقا نزدزک خونمون بود
گفتم خب حالا زنگ بزنم شاید شد
زنگ زدمو گف که بیا حضوری
رفتم صحبت کردیم وگفت یه هفته باید بیای ازمایشی بعدش اگه قبول شدی کار کنی
یه هفته موندمو قبولم کردن
از اول مهر کارم واقعی شروع شد
از۷صبح تا ۱۲نیم ظهر پنجشنبه ها و جمعه هام تعطیل.حقوقش زیاد نیس اما دوس دارم این کارو تایمشم خیلی خوبه
از شنبه تا انروز انقدر ک کار کردم مریض شدم
همش یپا سالن یپا مهد یپا سونوگرافیو ازمایش و خرید و تمیزکاریه خونه و .....
وااااااقعا خسته شدم وااااااقعا
حس میکنم پاشنه ی پام هر لحظه درحال شکستنه
دیشب ساعت ۹رسیدم خونه کارامو کردم ناهاره فردارو اماده کردم رفتم تو تخت
گفتم تاعماد میاد بخوابم که یهو بیدار شدم دیدم ۵صبحه😐
نمیدونستم صبحه شبه 🤣🤣
عمادم بیچاره بدونه شام خوابید
سیزدهم نوبت دکتر دارم تا بهم بگه جواب سونو و و ازمایش چیه
امیدوارم چیزجدی نباشه