323
سلام
انقدننوشتم ک یادم نمیاد چی شده و چی باید بنویسم
اینو بگم ک انفولانزام خوب شده اما گهگاهی گلو دردمیاد سراغم ک سفکسیم میخورم خوب میشه .حالا معلوم نیس کی دوباره بخواد از پا درم بیاره.
این چند وقت همه نگرانم بودن ک نکنه این انفولانزاهه منو بکشه.فعلا ک زندم
اوضاع کارم خوب پیش میره توی مهد.بطورکامل کارمو یادگرفتم و مدیر خیلی ازم راضیه.خودمم حس خیلی بهتری دارم اما همچنان ۶صبح بیدارشدن اذیتم میکنه.
از دیروز رژیم گرفتم.یه رژیم اصولی از یه دکتره خوب.دیروزم باشگاه ثبتنام کردم ایروبیک.روزای زوج از یک ربع ب ۳ تا یکربع ب ۴.سختمه چون ساعت ۱ از مهدمیام تاغذا درست کنمواماده شم طول میکشه اما خب چ میشه کرد تنها باشگاهه نزدیک خونمون بود ک ایروبیک داشت بعدظهر.
اوضاع مامانم خوب نیس یک هفته ای میشه ک کمرو کلیه درد داره دکتر بردیم گفت باید ام آر آی بشه اما فعلا اوضاع مالی بده و مونده.
هم برای من هم عماد قراره یکی کاره خوب جورکنه ک هنوز خبری ازش نیس.
اوضاع منوعمادباهم خوبه خداروشکر.
از وقتی مریض شدم وسواسم کمتر شده و دیگه مثل قبل بشوربساب نمیکنم .کمترجارو میکشم کمتر حموم دسشوییو میشورم کمتر کلا ب خونه میرسم خداروشکر.
درحال حاضر نشستم تو مهد تنها.منتظره بچه ها.بارونم میباره توچشمامم خوابه .حسه بدوخوبم قاطی شده.کاش میتونسم یکساعت راحت بخوابم.