این چندوقت همش خبرای بد میشنیدیم حال هممون گرفته شد

سعی میکردم زیادبهشون فکرنکنم تا انرژی منفی نفرستم واس زمینوزمان

حالمون خوبه 

قسطو بدهی و کوفت داریم ولی سعی میکنیم خوب باشیم

اتفاق خاصی نیوفتاده اگرم افتاده یادم نیس ک بنویسم

چهارشنبه رفتیم ضیط ماشین خریدیم البته اونو ب عنوان کادوی تولد همسر حساب کردمو خودم میخوام پولشو بدم.تولدش البته۱۳بهمنه

هروز ساعت۶ بیدارمیشیم منو همسر 

لباس میپوشیم همسر منو میاره مهدخودشم میره مغازه.

من ۴۰ یا۴۵دقیقه زودترمیرسم مهد اما چیکارکنم مجبورم چون بدون ماشین سخته بخوام بیام .اون تایم از بیکاریمو یا صبحونه میخورم یا چرت میزنم

خودم پست نمیزارم اما همیشه میام وباتون و چک میکنمو میخونم.اما دیگه مثل قبل حوصله ی کامنت بازی نیس متاسفانه.