چند روزه در ب در دنبال ماسک و دستکش و محلول ضدعفونی کننده و الکل ۷۰٪هستیم ک از بین اینا متاسفانه محلول ضدعفونی گیرمون نیومد.

مدام درحال شستن دست و روبوسی ممنوع و بیشتر سعی در خونه موندن داریم.

من ک تعطیلم تا شنبه 

عمادمجبوره بره مغازه اونم با دستکش و ماسک و الکل سعی در ضدعفونی کردنو مراقبت داره

ب معنای واقعی ترسیدیم و در عجبم از مردم شهر ک انقدددددر بیییخیالن و همه چیزو ب شوخی و مسخره میگیرن

خودشون رعایت نمیکنن ما ک رعایت میکنیم یامسخره میکنن یا یجوری نگاه میکنن ک انگار جزام داریم یا چُسخُل مُسخلیم

امیدوارم هرچه زودتر این بیماری لعنتی سرنگون بشه 

امیدوارم ک کسی نمیره بخاطر این بیماری مضخرف

توروخداااااا مراقب باشین 

توروخدا نکات بهداشتی رو رعایت کنین

مسئولین ک کلا جفت پوچن حداقل خودمون حداقل کاری ک از دستمون برمیادو انجام بدیم تا ببینیم خدا چیکارمیکنه با زندگیمون

حالا ن اینکه کلا زندگیامون خیلی زیبا باشه ها نه فقط ترس از این داریم ک ازینی ک هستیم بدبخترنشیم.

میترسم از اینکه من ناقل این بیماری باشمو ب عزیزانم بدم

وقتی توچشای عمادنگا میکنم این روزا همش میترسم ک دیگه نتونم نگاش کنم ببوسمش یا بغلش کنم....میترسم این لحظات تموم بشه همش دلم میلرزه 

چقدر بده 

چقدر قدر زندگیامونو نداشتیم و الان تو لحظات سخت ب فکرش افتادیم ک چ چیزایی پیشمون داریمو قدرشو نداریم

 

هی میخوام خونه تکونی شروع کنم اما عصاب ندارم.حالا امشب ببینم میتونم اتاق خوابو شروع کنم یا نه فردا دست ب کارشم

از شهره شما چخبر؟