340
چند روزه در ب در دنبال ماسک و دستکش و محلول ضدعفونی کننده و الکل ۷۰٪هستیم ک از بین اینا متاسفانه محلول ضدعفونی گیرمون نیومد.
مدام درحال شستن دست و روبوسی ممنوع و بیشتر سعی در خونه موندن داریم.
من ک تعطیلم تا شنبه
عمادمجبوره بره مغازه اونم با دستکش و ماسک و الکل سعی در ضدعفونی کردنو مراقبت داره
ب معنای واقعی ترسیدیم و در عجبم از مردم شهر ک انقدددددر بیییخیالن و همه چیزو ب شوخی و مسخره میگیرن
خودشون رعایت نمیکنن ما ک رعایت میکنیم یامسخره میکنن یا یجوری نگاه میکنن ک انگار جزام داریم یا چُسخُل مُسخلیم
امیدوارم هرچه زودتر این بیماری لعنتی سرنگون بشه
امیدوارم ک کسی نمیره بخاطر این بیماری مضخرف
توروخداااااا مراقب باشین
توروخدا نکات بهداشتی رو رعایت کنین
مسئولین ک کلا جفت پوچن حداقل خودمون حداقل کاری ک از دستمون برمیادو انجام بدیم تا ببینیم خدا چیکارمیکنه با زندگیمون
حالا ن اینکه کلا زندگیامون خیلی زیبا باشه ها نه فقط ترس از این داریم ک ازینی ک هستیم بدبخترنشیم.
میترسم از اینکه من ناقل این بیماری باشمو ب عزیزانم بدم
وقتی توچشای عمادنگا میکنم این روزا همش میترسم ک دیگه نتونم نگاش کنم ببوسمش یا بغلش کنم....میترسم این لحظات تموم بشه همش دلم میلرزه
چقدر بده
چقدر قدر زندگیامونو نداشتیم و الان تو لحظات سخت ب فکرش افتادیم ک چ چیزایی پیشمون داریمو قدرشو نداریم
هی میخوام خونه تکونی شروع کنم اما عصاب ندارم.حالا امشب ببینم میتونم اتاق خوابو شروع کنم یا نه فردا دست ب کارشم
از شهره شما چخبر؟