خستم

از همه چیز خستم

از زندگیم بدجور خستم...

از اینکه همش حالمو خوب نشون بدم خستم....

چرا من باید اینقدر سختی بکشم؟

چرا نباید یه پدرمادری داشته باشم ک پشتم باشن؟

پدرم ک هیچ ...وضعیتش معلومه سه ساله ک ندیدمش سه ساله ک خبری ازم نگرفته همون سال اول یه دختر اورد الانم ماهه دیگه پسرش بدنیا میاد.بالاخره ب ارزوش رسید پسر دار شد....منم ک هیچ انگار ن انگار ک دختری داشته...بوجودش اورده و باید بمونه بالاسرش....

مادر....

اخ از مادر

چقدر باید غمشو بخورم؟تا چقدر باید حرصوجوشه کارای احمقانشو بخورم؟تاکی من باید مادرباشم اون دخترم؟

تا کی باید عصابم از گول خوردناش از ساده لو بودناش از بی فکر بودناش خورد باشه؟

تاکی باید من بگم چی خوبه چی بد و اون دقیقا برعکسش رو انجام بده؟

دوباره رفته تواون رستوران کوفتی کارمیکنه و دوباره محمود گرفتتش تو مشتش با ننه من غریبم بازی و دوستت دارمهدش خرش میکنه و ازش کارمیکشه....

امروز شکستم 

دیروز شکستم

روزهای قبل شکستم و روزهای بعد خواهم شکست

چقد تو زندگیم بشکنم؟چقدر تو زندگیم بخاطر پدرمادرم خورد بشم؟

چقدر بخاطر پدر مادرم عذاب بکشم؟

چرا پدری ندارم ک زمانه مشکلات پناه ببرم به زیر سایش؟چرا مادری ندارم ک وقت مشکلاتم برم توبغلش هرچی میخوام بگمو خودمو خالی کنم ک هیچی نگه ک فقط دلداریم بده؟

خدایا مگه چی ازت خواستم؟مگه پدرمادره خوب داشتن چقدر توقع بزرگیه؟

حسودیم میشه ب همه ی اونایی ک حداقل یکی از والدینشون خوبن و درکشون میکنن.....

از خودم بدم میاد

از خانوادم بدم میاد

از خالم داییم مادرم پدرم همه از همه بدم میاد

کاش بتونم ازین کشور برم.کاش بتونم دور بشم ک بلکه ارانش پیداکنم بلکه قدره بودنمو بدونن.....

انقدددددر تو زندگیم مشکلات داشتمو دارم انقد تحت فشارهای روانی قرارگرفتم ک میترسم از خودم 

از اینکه بزنم ب سیم اخر 

ک بکشم خودمو و خودم راحتشم 

ولی این وسط فقط عماده ک مانعم میشه 

همه میگن شوهرت خوبه خداروشکر اونه ک باید خوب باشه 

میگم اره خداروشکر ولی تویی ک داری اینو میگی چ میدونی ک من تو دلم چ اشوبیه؟ چه عقده هایی تو دلمه؟ چ حسرتهایی ک ندارم....

همش فشار فشار فشار 

دلم میخواد داد بزنم فریاد بزنم دلم میخواد بکشم هرچی ک دم دستمه رو از اعماق وجودم دااااااد بزنم بگم خسته شدم 

داااااااد بزنم بگم یکی ب دادم برسه 

ای مردم کمکم کنید.....ولی کاری از دست کسی برنمیاد.

تا کی باید تو مغزم باخودم کلنجار برم؟

تا کی زیر دوش حموم ،سرکار ،پشت فرمون،وقته غذاپختن وقته جاروکشیدن وقته فیلم دیدن ....... فکرو خیال داشته باشم؟تا کی غصه بخورم؟بس نیس؟۲۶ساله ک همینه کارم 

من یه دختره جوونه پیرم....

ظاهرم عااااالی و عامه پسند ولی از درون دااااغووووونم 

نگید همه همینن حال هیچکس این روزا خوب نیس من این روزارو نمیگم

من حتی بچگی هم نکردم من تو بچگی بزرگ شدم 

انقدددددر حرف دارم انقدددددددر حرف دارم ک اگه بخوای یکساعت بشینی پای حرفام مغزت قفل میشه میگی تو چرا زنده ای؟

خستم خسته بقران خستم 

دیگه هیچکسو دوست ندارم 

فقط شب میخوابم روز بیدار میشم ک عمرم بگذره 

کارمیکنم تلاش میکنم واس اینکه ب هدفام برسم ولی ته دلم هنوز خالیه 

هنوز درررررد دارم میرسم ب هدفام ولی هیچ حسی ندارم بهشون 

شاید خوشحالیم به دقیقه هم نکشه ب ولله ب دقیقه هم نمیکشه 

چیکارکنم؟به کی پناه ببرم؟ چرا من انقد بی کسم؟

دوروبرم ادم زیاده خییییییلی زیاد باهمشون حرف میزنم نصفشونم ب ظاهر دوستم دارن

ولی انقدر تنهام ک  میترسم 

دلم پره خیلی پر 

خیلی وقته حجم قلبم پر شده و سریز شده

چرا من خانواده ندارم