409
متین و شاهین شدن بهترین دوستامون
وقتایی ک باهمیم انقد میخندیم ک دل دردمیگیریم
انقد میخوریم ک حالمو بد میشه
ب ترک دیوار میخندیم
پسرشون اروین هم ک ۹ماهشه و مااااااههه ینی هرچی از آقایی و ارومی این بچه بگم کم گفتم
امشب عمادتوخوردن شراب زیادروی کرد و حالش بد شد و تاالان که ساعت ۲شبه دوبار بالا اورد من همچنان بیدارم تا اگه خدانکرده حالش بد شد حواسم باشه
دو هفتس ک اقدام ب بارداری کردم
انقد استرس دارم ک حد ندارع اخه تنبلی تخمدان دارم و این عصابمو بهم میریزه میترسم نتونم بچه دارشم....
دیروز خونمونو تحویل گرفتیم
ب امیدخدا از شنبه کناف کار و کابینت ساز میاد
درست کنه تا عید تحویل بده
ماهم اوایل عید بارکشی کنیم .دیگه از خونه ی مامانم خسته شدم دلم میخواد برم خونه ی خودن
یکشنبه هم میریزم شیرالات رو بخریم وروشویی بخریم و ....چیزای دیگه
میخوایم خونرو خیلی خوشگل کنیم اگه خدابخواد
پرده ی هال و اشپزخونه هم سفارش دادم
نمیدونم چرا انقد پرده گرون شده اخه ینی چی!!!
دومیلیون فقط برای هال؟ اونم هیچی بخدا نداره یه حریر زیرشه یه پانچم یکطرفش!!!
اشپز خونه یکونیم ایناس اندازه ی پنجره یک میلیون شده!!!!!
ینی گرخیدم بخدا ولی خب چ کنم ک مجبورم
پرده ندارم
مردشور این زندگی رو بشوره ک ادم از حداقل امکانات زندگی نمیتونه استفاده کنه