احساس میکنم کمرم داره از وسط ب دو نیمکره مساوی تقسیم میشه😐

از ۸ صبح پاشدم رفتم بیرون الان ک ساعت ۱۰ شبه اومدم خونه 

ینی ب قدری خستم ک دارم میمیرم

تقریبا بیشتره روزام همینجوری میگذره

صبح میرم سرکار بعدظهرم مشتری ای برای اپیلاسیون باشه میرم انجام میدم و میام 

همش کار کار کار 

دیسک گردنم شدید شده و زده به دستام 

دست راستم همش سر میشه 

دیروز رفتیم روشویی و شیرآب ظرفشویی و دوش حموم خریدیم 

وخب یکونهصد بدهکار شدیم 

ینی فقط دورمونو پر کردیم از قسط 

تاچندماهه اینده قراره فقط قسط بدیم 

منم ک الان ۳ماهه دوباره دارم کار میکنم به خدا قسم حتی هزارتومن تاکید میکنم حتی هزارتومنشو برای خودم خرج نکردم 

همش رفت قسطو.....به عماد کمک میکنم تا کمتر بهش فشاربیاد...کاری ک همیشه میکنم از اول زندگی هرچقد ک کارکردم دو دستی تقدیم زندگیمون کردم و خب پشیمون نیستم اما میگم کاش وقتی یکماه تمام جون میکنم ب امید حقوق یکم بتونم برای خودم خرج کنم....چی بگم شکر بازم خداروشکر محتاج خلق خدا نیستیم.هرجور باشه میرسونیم.

انقد خونه ی مامانم بهم ریختس ک حد نداره ینی عصابم بهم میریزه از این همه بهم ریختگی وقت هم ندارم ک بخوام مرتب کنم و لباساو وسایلامونو یجا بچپونم.

قراربود تا اخره هفته کابینتا و کناف کاری تموم بشه تحویل بگیریم ولی اوستا گفت دیواراتون بتن هستش خیلی سخته ک بخوام زود تموم کنم وقت میبره فک کنم اواسط عید بتونیم بار ببریم.دل خوش کرده بودم ک اون ۵روز تعطیلات بار میبریمو من کمترخسته میشم ولی بازم شکر همین ک تونستیم خونرو تغییر بدیم شکر.

الان تو کلی مشکلیم ولی میدونم سال دیگه میگیم اخیش خداروشکر ک تموم شد ...

خدایا زودتر زمان بگذره ....

میدونی؟پرتوقع نیستم اصلا بخدا 

همیشه هم خدارو شکر کردم واسه داده ها و نداده هاش اما....دلم بدج ر لک زده واسه یه مسافرت واسه یه تغییر آب و هوا واسه یه تفریح ....

همش داریم کارمیکنیمو قسط میدیم

ک البته میدونم زندگیه ۹۹درصدمون همینه 

ولی ای کاش اینجوری نبود 

کاش دنیا یجور دیگه بود