از دیروز زانو درد بدی گرفتم 

انقد بد که مث پیرزنا احتیاج ب عصا دارم 

وقتی میخوام قدم بردارم درد تا مغزو استخونم میکشه 

زیرشکمم ک همچنان وقتی پای چپمو تکون میدم درد میگیره 

صبح ک بیدارمیشم گریه میکنم از دردایی ک اومده سراغم

یکی هم نیست آب دستم بده 

امروز مامان رفت دکترمتخصص عفونی گفت ریه کمتر از ده درصد درگیره چیز مهمی نیس چندتا قرص قوی داد گف تا اخر مصرف کن خوب میشی

خداکنه زود خوب بشه دیگه فکرم درگیره اون نباشه

مادرشوهرم زنگ زده میگه خوبی؟میگم ن درد دارمو فلانم نتونستم حتی پاشم غذای ناهاره عمادو حاضر کنم ببره تعارف الکی و سرسری زد ک میخوای غذا بفرستم براتون؟گفتم ن مرسی خودم درست میکنم اونم گف باشه 

مامانمم ک مریضه نمیشه غذا درست کنه مریضم نبود میرفت سرکار ازصبح تا شب وقتشو نداشت 

خواهرو برادرم ندارم ک یه اب بدن دستم

دیگه خودم با همون درده وحشتناک پاشدم برنج پختم کوکوسیبزمینی درست کردم با گوجه و سالاد شیرازی 

وقتی تموم شد افتادم کف اتاق تا الان نمیتونم پاهامو تکون بدم برم دسشویی زانوهام داره نصف میشه

ینی تنهایی توخونه پوسیدم واقعا دارم افسردگی میگیرم 

کتاب نخونده دارم ولی چشام ضعیفه احتیاج ب عینک دارم وقتی ورق میزنم چشام میترکه سرم گیج میره

تلویزیونم ک گهگاهی نگاه میکنم زیاد حوصلشو ندارم

گوشی هم ک گاهی کارمیکنم گاهی میزارم کنار

عمادم ک سرکاره وقتیم میاد خونه خستس میخوابه

ولی خب بنده خداسعی میکنه بخاطر من بیداربمونه یکم سرمو گرم کنه 

کاش حداقل کرونا نبود میتونستم با خیال راحت برم بیرون یکم هوا بخورم ....