خیلی اوضاعم ناجوره 

خیلی حالم بده

قبلا شیر نمیخورد الان شیرمیخوره اصلا سیرنمیشه احساس میکنم شیرم مقوی نیست 

همش گشنست وقتی هم ک شیر زیاد میخوره اخرش بالا میاره دوباره گریه میکنه....

تنهام داغونم 

هیچکس نیس کمکم کنه

یکی ازدوستام تقریبا یکروز درمیون چندساعتی میاد خونمون بهم کمک میکنه السا رو نگه میداره من ب کارام میرسم 

از خودم بدم اومده 

دلم مرتتب بودنه اساسی خونه میخواد

دلم میخواد برم ارایشگاه موهامو رنگ کنم ابروهامو تمیز کنم 

دلم میخواد برم بیرون تو سرما شیرکاکائو باپیراشکی بخورم

دلم میخواد یه عالم میوه بخورم پرتقال ک مورد علاقمه رو بخورم

ولی هیچکدوم نمیشه

این خواستنها هیچی السا ک گریه میکنه دلم میخواد قلبمو در بیارم 

وقتی نمیدونم دقیقا مشکلش چیه خستگیمو ده برابر میکنه

نمیدونم شیرم مقوی نیس ک سیرنمیشه؟نمیدونم رفلکسش مشکل سازه؟نمیدونم لجبازه ؟نمیدونم چیه؟

موندم ازمایششو بگیرم برم پیش دکتر 

از تجویز اطرافیانم خستم 

از اینکه فک میکنن من انقد بیخیالم ک بچم اینجوریه 

حالم از همه بهم میخوره