بخاطر اینکه السا اروم بگیره و بخوابه من مجبور شده بودم ک بزارمش روپام تکون بدم تا بخوابه 

همه چیز اوکی بود تا یه هفته پیش .چند شبی بود ک هی گریه میکرد وسط خواب بیدارمیشدجییییغ میزد من از خواب بیدار میشدم خلاصه دوباره خوابش میکردم ولی این مشکل دوشبی بود ک جدی شده بود 

میگفتم نکنه مشکلی داره نکنه اونبار ک من بردمش حموم آب ک تو گوشش رفته بود باعث شده گوشش ملتهب بشه درد بگیره من ندونم کجاش دردمیکنه!

پریشب دیگه کامل تاصبح من بیداربودم الساهم مدام توخواب بیدارمیشد گریه میکرد

یهو دیروز بردمش دکتر دکتر دیدتش گف مشکلی نداره داره دندون درمیاره واسه همین بی قراری میکنه 

اومدم خونه ب خودم گفتم ن این واس دندون نیس ب عماد ک گفتم گف وای تو چقد گیر میدی بچه هیچیش نیس دندونه دیگه تو از دکتر بهتر میدونی؟گفتم ن عمادمشکل از  دندون نیس ک اینجوری یهو گریه میکنه مشکل از یجا دیگس .السا رو پای عماد درحال تکون خوردن بود و تو خواب عمیق بود گفتم خوابید بزارش زمین تا گذاشت بیدارشد گریه کرد 

دوباره گذاشت رو پاش اروم شد خوابید گفتم دیدی؟گف چی؟گفتم السا ب پا عادت کرده عادت کرده یکسره یکی تکونش بده گف واقعا؟گفتم دوباره امتحان کن که دوباره همون اتفاق افتاد .دیشب مثله شبه پیش من تا صبح با السا درگیر بودم بیداربودم هی میزاشتم روپام گفتم امشب اخرین شبیه ک رو پام میزارم از فرداصبح یه ترفند دیگه اجرا میکنم

ظهر ک خوابش میومد سریع نخوابوندمش گذاشتم از شدت خواب ب گریه بیوفته وقتی دیدم کامل خوابش میاد بردمش رو تخت مقاومت نکرد با اهنگ و یه روسری نازک رو صورتش برای جلوگیری از نور خوابش برد فیکس نیم ساعت خوابید ولی باز خودبخود بیدارشد ولی نه با گریه دیگه خوابش نمیومد بلندش کردم باهاش ازی کردم تا ساعت ۵ دیدم باز خوابش میاد گذاشتمش رو تخت مقاومت کرد اوردمش پایین اهنگ مورد علاقش بیلی ایلیش لاولی رو گذاشتم پیش خودم رو بالش گذاشتم

خودم چشامو بستم انگشتامو گرف با انگشتام بازی کرد یکم غر زد ولی درنهایت جوری خوابید ک تا ۸ شب خوابه خواب بود و من ذوق مرگ ترین بودم

امشب ساعت حدودای یازدهونیم دیدم ب شدت خوابش میاد برقارو خاموش کردم برای اولین بار گذاشتمش رو تختش اهنگ مورد علاقشو گذاشتم تختو تکون دادم و درعرض ده دقیقه خوابش برد 

امیدوارم امشب مث شبای قبل اذیت نکنه و یکسره بخوابه تا صبح 

امیدوارم ب تختش عادت کنه و راحت بخوابه همیشه 

وقتی ب تخت عادت کنه جدا کردن از خودم براش راحتره 

دوس ندارم بینمون بخوابه یا پیش ما بخوابه دوست دارم از اول مستقل بخوابه 

دورش داخل تخت بالش گذاشتم ک تکون نخوره  راه تنفسش بسته بشه یوقت.

امیدوارم امشب ب خوبی بگذره همچنین شبای بعد

پ.ن ساعت یکه شبه و تاالان ۳بار بیدارشد خداتاصبحو بخیربگذرونه