نگرانی
این روزا حالم خوش نیس یکی دوروزم هست ک خبره مرگه مهسا پخش شده دختری ک گشت ارشاد گرفتتش بخاطر بیحجابی و معلوم نیس چ بلایی سرش اومدوفوت کرد
میدونی مامان؟من عاشق دختر بودمو هستم
همیشه دعامیکردم تو دختربشی آرزوی از ته دلم بودی
وقتی نگات میکنم مملو از عشق میشم خداروشکر میکنم واس داشتنت ولی ته دلم میترسم از آینده ی نامعلومت توی این سرزمین میترسم
منو بابات همیشه تلاش میکنیم تو به بهترین شکل ممکن دخترونگی کنی
شاد باشی و رها
ما ب عنوان والدینت اینو میخوایمو براش تلاش میکنیم ای کاش کسی دیگه نیادو دخالت نکنه کاش این حقو ازت نگیرن
این روزا بیشتر ب رفتن فکر میکنم دلیل محکمم هم شده تو اینده ی تو برای تو.
امابه هر دری میزنم واسه رفتن بستس امیدوارم یکیش باز بشه
+پنجشنبه شب نزدیک بود از دستت بدیم انقدر خودمو زدم انقد جیغ زدمو گریه کردم ک قفسه ی سینم هنوز گرفته و درد میکنه
از رو مبل افتادی رو دستت
دستت درد گرفتو گریه ی شدید کردیو نفست بند اومد
کبود شدی و دیگه نفس نمیکشیدی چشات نیمه باز تو بغل بابات بودی
انقد بابا کوبید تو پشتت تا نفست بالا اومد بعد از چندتا نفس کشیدن دوباره نفست رفتو کبود شدی دوباره بابات زد پشتت انقد زد تا نفست دوباره بالا اومد.....
تجربه ای نداشتیم درمورد این موضوع و واقعا مردیمو زنده شدیم شبه بدی بود خیلی بد وقتی صورته کبود و چشای نیمه بازت یادم میاد قلبم تیر میکشه.....
تو قلبمونی