دلم گرفته خیلی زیاد...انقد دلم این روزا میگیره ک تو گلوم احساس خفگی میکنم

میدونی یه زمانایی گوش میخوای برای شنیدنه حرفات

دوس داری یکی باشه بشینه پیشت بگه من گوش میدم توهرچقدر میخوای غر بزن تو هرچی دلت میخواد بگو اصن داد بزن خودتو خالی کن بگو بگو بگو منم میشنوم میشنوم و میشنوم

میدونی من ندارم چنین شخصی تو زندگیم ینی تقریبا هیچوقت نداشتم ولی تا دلت بخواد خودم گوش کردم خودم برای دیگران اون کسی بودم ک برام نیستن....

این روزا ب بدترین شکل ممکن میگذرن ،همه چیز فشار اورده بهم.

دوس دارم هیچکس نباشه دورم خودم باشمو خودم

راستش دیگه هیچی از ته دل شادم نمیکنه دیشب با بچه ها بیرون بودیم خیلی خندیدیم خوش گذشت ولی بعده دورهمی بلافاصله دوباره دلم گرفت دوباره همه چیز هجوم اورد تو قلبم.

این روزا بیشتر ب این فکر میکنم ک کاش خواهر داشتم ک میرفتم خونش یا میومد خونم .چای دم میکردیم پیش هم مینشستیمو حرف میزدیم.حرفایی ک درکش میکردیم چون از یه خانواده بودیم از یه خون بودیم

دلم میخواد برم یجایی ک هیچکس نباشه خودم باشمو یه ماشینو اهنگه مورد علاقمو راهه بی انتها