56
خلاصه تا ظهر موندم ناهارمو خوردم عماد اومد دنبالم رفتیم اول جایی ک گوشیموخریدم،گوشیم ی مشکلی داش درست کرد،عمادم هندزفری خرید ،خلاصه بدو بدو رفتیم اون شرکته قبلی ک کارمیکردم تا کارت ملیموبگیرمو تسویه حسابه کامل،تا دونیم باشه خودمونو رسوندیم،انقدعماد تند گازمیداد تندمیرفت ازترس سکته کردم،ادم وقتی عجله داره همه ی چراغا قرمزمیشن لعنتیا،خلاصه ک کارت ملیمو گرفتمو عمادمنورسوند شرکت،خیالم از بابته کارت ملیم راحت شد،صبح ک عماد منو میبرد شرکت دیدم بهم پول داد!گفتم این چیه؟گف مامان گف بده ب سوگند براخودش خرج کنه!خخخخ خلاصه ک گذاشتم رو پولام تا برم پارچمو بدم ب خیاط پالتومو بدوزه،دوتا پالتودارم اما خسته شدم ازشون،غروب ساعت هفت رفتم پیش خیاط ،کلی راجب مدلش نظر دادیمو خلاصه یه مدلوانتخاب کردیم.خوشگل میشه فک کنم.
بمیرم براش هروقت میگم میخوام یجا برم میگه وایسا باهم بریم.ازصبح ک همومیبینیم یه انرژی خاص میگیریم.روزمون قشنگ شروع میشه ،دوسش دارم دوسم داره،چشم حســـــودامونم کـــــــور.