دیروز تولدم بود 

مامانم برام کیک خرید

فقط من بودمو مامان

از خودمون عکس گرفتیم و کیکو بریدمو خوردیم

اصلا حوصله نداشتم 

حس افسردگی گرفتم 

دیشبم خواب بد دیدم

امروزم عماد منو رسوند شرکت 

باهم حرف زدیمو یکم سر ب سرم گذاشت

بزور میخندم تا کسی نفهمه حالم بده

اوضاع کارم داغون

امتحانم یکی افتادم 

یکی ۱۶شدم