352

از بس خوابیدم احساس میکنم تمام محتویات داخل بدنم دارن از هم وامیشن😐

روزا از ۳بعدظهر بیدارمیشم یکم میچرخم دوباره میخوابم تا غروب بعد ازغروب تا ۵صبح بیدارم دوباره میخوابم

این وسط مسطام هی بیدارمیشم هی میخوابم

خونروهم میسابم 

ینی چیییییی زندگیه چرررررررتمون چرررررررررررررررت تر شده😐

چشامم ک داره میزنه بیرون از بس درد میکنه و ضعیف شده 

چند روز بخاطرش سردرد کشیدم 

دعامیکنم زود تموم شه این ماجرا برم دکترتا کوووور نشدم.

کتابامم نمیتونم بخونم بخاطر چشمم.

اَی خِداااااا   برسون ازادیمون برسووووون 

من شکر خوردم اونموقعها ناشکری کردم اصن ازاد بشیم من قول میدم دیگه زر نزنم رو عصابه محترمت راه نرم قوووووول

تنها سرگرمیم اذیت کردنه عماده 

اونم تا میتونه اذیتم میکنه و میخندیم 

حالا باهمین فرمون پیش بریم ببینیم ب کجا میرسیم

به یه موجوده فسقلی با یه مای بی بی بزرگتر از خودش ک تو خونه چهار دستوپاراه بره و همراه خودش همه چیو بکشونه و بشکونه نیازمندیم😐

بله من ازون مادرام ک بچم هرچی دوس داشته باشه بشکنه میرم بهش میدم میگم بیا ماله خودت بزن بشکن😐🤣

تازه بزرگم ک شد دوسپسر خواس بگیره میگم بریم من برات انتخاب کنم 😌

دقت فرمودید ک دخترمیخوام دیگه؟

ای خدا قرنطینه باعث رد دادگیه ذهنم شده ببین چقدر چرتوپرت میبافم پشته هم 🤣

 

 

351

اهنگ بابک جهانبخشه عزیزم ینی عزیزمااااااا و اهنگ معین زد امروز هردو ب فاصله ی دوساعت اومد بیرون

ازین دو اهنگ هر پنج دقیقه یباربعنوان  شیاف مورد استفاده قرارمیگیره😐

ینی یسره هندزفری تو گوشمه توخونه بیخودی راه میرم میخونم اونم باصدای بلند😐 ب احتمال زیاد همسایه های محترم بیان صدای زیبامو مورد عنایت قراربدن ولی مگه مهمه؟دوتا خواننده ای ک من عاشقه صدا و احساسشونم تو یروز اهنگ دادن بیرون باید حالشو ببرم😐

+اوضاعو احوال هیچکی این روزا خوب نیس پس از خودم نمینویسم تا حالتون بیشترگرفته نشه ولی عاشقتونم

350

دبروز تاساعت ۴خوابیدیم

بعدش بیدارشدیم قراربود ک کباب بخوریم ولی دیگه دیروقت بود عمادم روز قبل یادش رفته بود ک گوشت بخره من واویشگا گوشت درست کردمو خوردیم

کل روز تو خونه

بعدظهر فقط یکربع رفتیم خونه مادرشوهرم کارداشتیم بعدشم دوباره خونه

کل روز هم ب دعوا ختم شد 

هی بحث اخرشم یه دعوای درست حسابی شبم باقهر خوابید اول من رفتم تو پذیرایی خوابم نمیبرد ساعت۲نیم شب پاشد اومد برقاروخاموش کرد دستمو گرفت برد پیش خودش خوابوند.

 

 

349

A20 سرمه ای 

گوشی ایه که منو عمادامشب برای مامانم خریدیم و مامانم بالاخره بعد از سالها حسرت گوشی به ارزوش رسید و از شدت خوشحالی گریه کرد و منم پا ب پاش تو گلوم بغض جمع شدو فریادهایی از شدت ناراحتی ولی نمیتونستم بروز بدم چیزیو پس با یه لبخند تصنعی سعی کردم تمام افکارمو تمام بغض هامو مخفی کنم....

بغض بخاطراینکه وقتی ب چشماش نگاه کردم پر از اه بود پراز افسوس ک چرا مردی ک ۲۱سال باهاش زندگی کرده بود براش یه گوشی ناقابل نخریده بود

فریاد بخاطر عصبانیت از  آدمی ک من ۲۰سال پدر صداش میکردم....

یک میلیونوششصد برای رنگ مو و بلیدینگ و ناخنو هزار کوفت و زهرمار جمع کرده بودم 

ولی یهو دلو زدم ب دریا گفتم ولکن نمیخوام هیچکدومو میخوام شادی مادرمو ببینم دوباره نتونستم ب خودم برسم نتونستم ازپولی ک برای قطره قطره اش تلاش کرده بودم استفاده کنم دادم پای گوشی مادرم .ولی ارزش داشت اون نگاهه پراز بغضش از خوشحالی ارزش داشت و پشیمون نیستم.

عمادهم یک میلیون گذاشت رو پولم و من مدیون و ممنونشم.امیدوارم سایش همیشه بالاسرمون باشه و دعای مادرم بدرقه ی راهش.

امشب مادرشوهرموپدرشوهرمو برادرشوهرم ب همراه مادرم شام خونمون بودن.

غر نزنید ما هم تو خونه هستیم اما نمیتونیم جلوی دلتنگی مادرارو بگیریم و با رعایت بهداشت همومیبینیم.البته زیاد نه.یکبار در هفته

زرشک پلو درست کرده بودم ک مثل همه ی زرشک پلوهای دیگم عالی بود 

فردا جمعست قبل از کرونا عاشقه جمعه ها بودم اما الان برام هیچ فرقی با روزای دیگه نداره....

عمه ی عماد زنگ زدو برای تولده ماهان ک پسر عمه ی عماده دعوتمون کرد اما من محترمانه رد کردم بخاطر کرونا 

پارسالو ساله قبلتر میرفتیم تولدو کلی خوش میگذشت

لعنت بهت کرونا

348

#بیشعوری

#دختری ک رهایش کردی

دوتا کتابی ک امروز خریدم

امیدوارم تااین۴تا کتاب رو تموم میکنم کرونا هم تموم شده باشه

#ملت عشق و چشمهایش وبیشعوری و دختری ک رهایش کردی

مدیونید اگه فکرکنید ک من دارم از ذوقشون میمیرم.